خادم الشهداء |
عکس فیلم و خاطرات دفاع مقدس |
|
زندگینامه سردار شهید مهدی باکری تولد و كودكی به سال 1333 ه.ش در شهرستان مياندوآب در يك خانواده مذهبي و باايمان متولد شد. در دوران كودكي،
مادرش را – كه بانويي باايمان بود – از دست داد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در اروميه به پايان
رسانيد و در دوره دبيرستان (همزمان با شهادت برادرش علي باكري به دست دژخيمان ساواك) وارد
جريانات سياسي شد. فعاليتهاي سياسي – مذهبی پس از اخذ ديپلم با وجود آنكه از شهادت برادرش بسيار متاثر و متالم بود، به دانشگاه راه يافت و در
رشته مهندسي مكانيك مشغول تحصيل شد. از ابتداي ورود به دانشگاه تبريز يكي از افراد مبارز اين
دانشگاه بود. او برادرش حميد را نيز به همراه خود به اين شهر آورد. شهيد باكري در طول فعاليتهاي سياسي خود (طبق اسناد محرمانه بدست آمده) از طرف سازمان امنيت
آذربايجان شرقي (ساواك) تحت كنترل و مراقبت بود. پس از مدتي حميد را براي برقراري ارتباط با ساير مبارزان، به خارج از كشور فرستاد تا در ارسال سلاح
گرم براي مبارزين داخل كشور فعال شود. شهيد مهدي باكري در دوره سربازي با تبعيت از اعلاميه حضرت امام خميني(ره) – در حالي كه در تهران
افسر وظيفه بود – از پادگان فرار و به صورت مخفيانه زندگي كرد و فعاليتهاي گوناگوني را در جهت پيروزي
انقلاب اسلامي نيز انجام داد.
ادامه مطلب
به جاي زندگي نامه
فرمانده دلاور لشكر 14 امام حسين(ع) حاج حسين خرازي
از خمِ جاده كه گذشتند، يكباره فراموش كرد كجاست. مه، مثلِ چيزي زنده و جاندار از عمق در.ه بالا مي آمد، بوته هاي بادام كوهي سراشيبي كوه تا كنارِ جاده را مي پوشاند و درختها از پشت. مه سايه هاي سبز رنگي به نظر م ي آمدند . غرق تماشا شد. سردي فلز تيربار را زيرِ دستهايش از ياد برد. صداي سه تيرِ پياپي كه ناگهان در گوش كوه پيچي د، دلش را فرو ر يخت . دست روي ماشة تيربار كه روي ماشيني نصب شده بود گذاشت و آمادة شل يك خم شد به جلو. با چشم اطراف را پاييد. حالا بوته ها، درختها و سنگها كمينگاه بودند. چند لحظه بعد، صداي تير ديگري خيالش را راحت كرد.آنهايي را كه براي شناسايي راه فرستاده بودند، علامت مي دادند كه جاده امن است. برگشت به دنياي خودش و به هر سو چشم چرخاند. چند بار در اين كوهها درگير جنگ و گر ي ز شده بودند. حالا آخرين بار بود كه از اين جاده مي گذشت. از كنار اين درختها، بوته ها، سنگها كه در سنگيني ع ذاب آور آن همه خاطرات تلخ با او شر يك بودند.خاطرة اولين باري كه ستوني كمين خورده را ديد؛ برفهاي كنارِ جاده كه از گرماي خون تازه آب مي شدند؛ ماشينهاي شعله وري كه كسا ني درونشان فر ي اد مي كشيدند و بدنهايي كه رگهاي بريدة گردنشان هنوز مي تپيدند. از كردستان مي رفت. درحالي كه تازه كوههايش را شناخته بود؛ با همة سنگها، غارها، راهها و بيراه هايش. شهرها را شناخته بود، با آرزو و غصه هاي مردمانش و حالا حس مي كرد يكي از آنها شده است. ادامه مطلب |
«شهید زیباترین زخم بر پیكر هستی و شهادت زیباترین غزلی است كه از لبهای سرخ حقیقت می تراود. شهادت بیداری را معنا می كند و بینایی را شفاف می سازد. شهادت مشعلی است كه خداوند در جان برگزیدگانش برمی افروزد، تا تاریكی از شانه های زندگی بگریزد. شهید چشمه آتشی است كه خرمن ظلم می سوزد و آب روانی است كه به كویر تشنه عدالت جاری می شود. هر شهید سپیده ای است كه در افق آسمانها طلوع می كند و پیام آور صبح می شود
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
گرافیک مشرق زمین پایگاه دریافت رایگان کتب فارسی نشریه پرتوی سخن معرفی سایت های مجاز و مفید دانلود برنامه آرشيو پيوندهاي روزانه
هفته چهارم مهر 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386
عکس خاطره فلیم
افراد آنلاين : .::امام حسن مجتبي::. .::شهید دکتر سید محمد علی حکیم::. .::با نگاه او::. .::حقانیت نزد کیست::. .::هنر جنگ::. .::حسينيه عشاق::. .::دختران بسیجی::. .::وبلاگ عشاق الحسین علیه السلام::. .::بسیجی 57::. .::سایت جامع دفاع مقدس (ساجد)::. .::راهیان نور::. .::برترین زن::. .::یا ابا صالح المهدی ادرکنی::. .::چفیه::. .::فدای سید علی::. .::پیامبر امید::. .::حضرت آیت الله سید علی خامنه ای::. .::غربت شلمچه::. .::شلمچه قطعه ای از بهشت::. .::شلمچه::. .::ای شهید ای تو شاهد معصوم::. .::ارتباط مستقیم با حرم اباعبدالله الحسین (ع) - کربلای معلی::. .::شهید آوینی::. .::عکس شهدا::. .::شهید زین الدین::. .::شهید متوسلیان::. .::شهید خرازی::. .::شهید تجلانی::. .::شهید بروجردی::. .::شهید کابلی::. .::شهید باکری::. .::شهید باقری::. .::تفحص::. .::شهید دین شعاری::. .::شهید کاظمی::. .::شهید موحد دانش::. .::زندگی با شهدا::. .::شهید کاوه::. .::سیستان من::. .::علمی، سیاسی ، مذهبی::.
monesam khoda پشتيباني
> |